محمد تقي جعفري

12

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

2 - شگفتىهاى آثار حكمت خداوندى در جهان هستى ، هيچ انسان آگاه و خردمندى نمىتواند از حيرت ناشى از احساس اتقان اجزاء عالم هستى و روابط موجوده ميان آنها و قوانين حاكم حتّى بر كوچكترين رويداد در عالم هستى ، محروم بوده باشد . البتّه مىدانيم كه اين حيرت مساوى شكّ و ترديد كه در حيرتهاى ابتدائى وجود دارد نيست و بقول مولوى : نه چنان حيران كه پشتش سوى اوست بل چنين حيرت كه محو و مست دوست در مجلَّد ششم از تفسير و نقد و تحليل مثنوى انواع حيرت را مورد بررسى قرار داده‌ايم و يكى از آن انواع كه بايد گفت در نتيجهء والاترين معرفتها بدست مىآيد ، ناشى از توجّه و تفكَّر دقيق در عظمتهاى آثار حكمت خداوندى چه در درون ذات ( عالم انفسى ) و چه در برون ذات ( عالم آفاقى ) مىباشد . مسلَّم است كه هويّت و عظمت و ارزش اين حيرت و شگفتى و الا را براى كسانى كه هرگز در مورد شناخت آيات هستى و دريافت وحدت حاكم بر آن همه كثرات كه در عالم وجود ديده مىشود ، بر نيامده‌اند ، نمىتوان قابل درك و فهم ساخت ، آه ، آه ، از داورى اين شبپركان شبپرست و دشمن آفتاب جهان افروز كه از لانه‌هاى تنگ و تاريك خود ، جز پس از غروب آفتاب بيرون نمىآيند . خورشيد و خورشيد بينان دروغگو را مزاحم خود مىدانند از صاحبدلى خوش ذوق در مجلسى كه صحبت از شبپركان انساننما مىرفت پرسيدند : به نظر شما شبپركان ( خفّاشان ) واقعى ساعتهاى طولانى عمر خود را در لانه‌هاى محقّر و تاريك چگونه مىگذرانند صاحبدل چنين پاسخ داد كه : شبپركان همهء ساعات عمر خود را در لانه‌هاى خود در تفكَّر و اندوه به حال ميلياردها انسان و ميلياردها ميليارد جانداران و موجودات ديگر بسر مىبرند كه دردا و دريغا و وا اسفا و وا حسرتا كه آن همه انسانها و جانداران و ديگر موجودات در خيالبافى و خرافاتبازى غوطه ور شده مىگويند : ما آفتابى داريم كه نام